تبليغاتX
!!!!!.....اســـــب ســــــفید بالـدار
!!!!!.....اســـــب ســــــفید بالـدار
......
Je ne te quitte jamais
même quand te me detest plus que jamais
car dans les plus profonde parties de mon coeur,....je t'aime , plus que jamais


پ.ن. این گلهای رز تقدیم به همتون، خصوصا به عمو نوید جونم که دیروز سردرد گرفته بود. باور کن عمو نوید جونم که، اگه نزدیکه شما زندگی می کردم، حتما می اومدم عیادتون، خوب چه کار کنم دیگه، یک عمو که بیشتر ندارم تو کل دنیا.


| + | نوشته شده توسط فریناز در سه شنبه بیستم آذر 1386 ساعت 11:13 |
در کشوری که من توش بزرگ شدم، رسم دارن که ۴ هفته قبل از میلاد عیسی مسیح، که عیدشان حساب می شه، به پیشواز این عید برن.

مثلا یکی از رسماشون اینه که، یک شمعدان مخصوص دارن، که ۴ تا شمع توش جا می گیره. ۴ هفته قبل از میلاد عیسی مسیح، در روز یکشنبه یک شمع در این  شمعدان مخصوص رو روشن می کنند و می زارن این یک شمع تا اخرش بسوزه. این کارو ۴ بار انجام می دن، یعنی هر یکشنبه یک شمع روشن می کنند تا این ۴ تا شمع بسوزه، و دیگه اون موقعی که این دیگه شمعی باقی نبود، یعنی که دیگه عید شده.

در واقع، این رسم ۴ تا یکشنبه، هر  یکشنبه  یک شمع  رو روشن کردن به جایی بر می گرده، که اینا ۴  هفته قبل از میلاد عیسی مسیح، شروع می کردن به روزه گرفتن و اتمام روزهاشون تولد عیسی مسیح بود. واز طریق شمردن شمعها می دونستند که چه مدت دیگه ای مونده گه از زجر روزه گرفتن خلاص بشن.

پی نوشت: این عکس شمعدانی رو که مشاهده می کنید رو من در  یکشنبه هفته پیش گرفتم و اولین شمع  رو در اون روز فقط بایستی روشن کرد. امروز نوبت دومین شمع  هست که باید روشن بشه.



| + | نوشته شده توسط فریناز در یکشنبه هجدهم آذر 1386 ساعت 2:41 |
این زوج مرغابی رو که تو عکس مشاهده می کنید، از دوستای صمیمی من هستند. این زوج توی دریاچه ای زندگی می کنند که فقط چند متر با خونه مامانم فاصله داره.

با اینکه من خونه مامانم ۶ ساله که زندگی نمی کنم، این  زوج هرچند از گاهی که من به خونه مامانم سر می زنم، سر و کلشون پیدا می شه و میرن پشت پنجره اتاق من منتظر می مونند تا من براشون نون بریزم.
فقط و فقط هم از دست من نون می خورن ، اگر مامانم  بهشون نون بده، لب به نونا نمی زنند. همیشه زیر پشت پنجره من منتظر من هستند، با اینکه خونه مامانم بیشتر از ۱۵تا  پنجره داره ولی اینا همیشه منتظر من هستند و فقط وای میستن پشت پنجره اتاق من .

راستشو بخواین اینو نوشتم که بگم که بعضی از حیوونا قدر شناسی و حس وفاداریشون از بعضیا که اسمشون رو انسان می زارن خیلی بیشتره.
منظورم هم کسانی هستن که اصلان هم اینجا رو نمی خونند و اسم انسان رو خودشون می ذارن واین اسم  رو الوده و خراب می کنند. من تا جایی که یادم میاد از انسانها، خصوصا اونایی که بهشون خوبی کردم، بد دیدم، ولی هرگز از حیوونا بدی ندیدم، شاید به خاطره اینه که اینقدر حیوونا رو دوست دارم.





| + | نوشته شده توسط فریناز در جمعه شانزدهم آذر 1386 ساعت 22:17 |