افرودیته، الاهه زیبایی و عشق در اساطیر یونانی، مترادف ونوس در افسانه های رومی، دختر زئوس و دیونه، در دوران قبل از چیرگی مسیحیت بر اروپای کنونی، یکی از خدایان زن از برای بت پرستان بود.
در دوران پس از چیرگی مسیحیت، بسیاری از این الاهه ها و خدایان زن و مرد به دخمه ها و آتلیه های هنری تبعید شدند و یا که به شکل و جامه ای دیگر، ظهور مجدد نمودند. به طوری که نقش بسیاری از این خالقان مخلوق بر دیواره های واتیکان و یا سایر مراکز فرهنگی-مذهبی مسیحیان، این مظاهر زیبایی تولدی نوین یافتند.
افرودیته به عنوان سمبل زیبایی زن و یکی از مرکزیترین چشمه های تخیل و ابتکار هنری هنرمندان زن و مرد، چهره ها و پیکرهای متفاوتی دارد، و هر کدام، بیان برداشت شخصی هر یک از این هنرمندان، از زیباییست. حتی یک افرودیته بی سر نیز زیبایست، اما یک زن بی سر، شاید زیبا باشد، فقط برای مردانی بی سر!!!
عکس اول: افرودیته در موزه لوور
عکس دوم: تولد ونوس اثر ساندرو بوتیچلی، سال ۱۴۸۲ میلادی
عکس سوم : افرودیته اثر پراکسیتلس ۴۰۰ سال قبل از میلاد مسیح



در دوران پس از چیرگی مسیحیت، بسیاری از این الاهه ها و خدایان زن و مرد به دخمه ها و آتلیه های هنری تبعید شدند و یا که به شکل و جامه ای دیگر، ظهور مجدد نمودند. به طوری که نقش بسیاری از این خالقان مخلوق بر دیواره های واتیکان و یا سایر مراکز فرهنگی-مذهبی مسیحیان، این مظاهر زیبایی تولدی نوین یافتند.
افرودیته به عنوان سمبل زیبایی زن و یکی از مرکزیترین چشمه های تخیل و ابتکار هنری هنرمندان زن و مرد، چهره ها و پیکرهای متفاوتی دارد، و هر کدام، بیان برداشت شخصی هر یک از این هنرمندان، از زیباییست. حتی یک افرودیته بی سر نیز زیبایست، اما یک زن بی سر، شاید زیبا باشد، فقط برای مردانی بی سر!!!
عکس اول: افرودیته در موزه لوور
عکس دوم: تولد ونوس اثر ساندرو بوتیچلی، سال ۱۴۸۲ میلادی
عکس سوم : افرودیته اثر پراکسیتلس ۴۰۰ سال قبل از میلاد مسیح



| + | نوشته شده توسط فریناز در جمعه دوازدهم بهمن 1386 ساعت 22:1 |
ازادی نه یک قول تاریخی و نه یک مدینه فاضله، که یک ویژگی طبیعی، نهفته در الفبای ژنتیک هر موجود زنده ای است. نه مرز انسانی می شناسد و نه حیوانی و یا گیاهی. اما عدم ازادی یک ساخته ویرانگر انسانی است. نه نوشته در سیرت و سرشت او، که حک شده بر دیوار ذهن قدرت پرستان، قدرتمداران و حتا نوشته شده بر دیوار ذهن کور بسیاری از کهنه پرستان، نادانان، جاهلان، خرافه پرستان و انانی که حتی در زندگی خصوصی خود و حتی از برای خود از ازادی می هراسند و واهمه دارند. هستند کسانی که زندان واقعی و مجازی، زندان ذهنی و فیزیکی را بر ازادی شخصی خود نیز ترجیح می دهند، چرا که ازادی را با سردرگمی، ازادی را با بی هویتی و رهایی را با خودباختگی یکی می دانند یا یکی می یابند.
ازادی و رهایی می تواند طناب نجات، تکامل و صعودی باشد و یا بالعکس، طنابی از برای اویختن خود بر شاخه های اسارت و مرگی رهایی بخش، رهایی به ناشناخته ها، بدانهنگام که انسان از ناشناخته های ناشناخته خود در هراس است و یا که وحشت از ناشناخته های ناشناخته اش دچار فلج ذهنی اش نموده.
ازادی می تواند کالایی و مقوله ای فریب انگیز در دکه فریبکاران باشد. قشنگی ازادی می تواند انسان را به حربه ای از برای امیال شوم دیگران تبدیل کند، می تواند از انسان چماقی بسازد در دست فریبکارانی که می خواهند بر سر ازادی و ازادگان بکوبند. ازادی و ازادی خواهی حقی است، هدفی است، نیازی است، معیاری است و خطری ست مسلم!
بازکردن این جعبه می تواند به رهایی پاندورا ختم شود و یا به ازادی دیوی که خودت را در صندوق خواهد کرد.
از این کلی گویی ها که بگذریم یک چیز مشخص است، ازادی یک معامله معتدل و عادلانه، یک تعهد دو جانبه است. هرروز محتاج تامل، پاسداری، حفاظت، بسط و تکامل است. ازادی بستری از برای انفعال و خواب نیست، ازادی پله ای ست از برای تکامل و عروج، و به همین دلیل ازادی اولین قربانی ذهن بیمار انانی است که چه در قدرت و چه در انفعال، چه ظالم و چه مظلوم، به بعد دینامیک و شکوفای فردی و اجتماعی اعتقادی ندارند و در ذهنشان فرمولی جز ایه های کهنه و معتصبانه، جز مطلق ها و مطلق گرایی چیزی نمی یابند.
هر صاحب قدرتی، مستبد و ضد ازادی نیست، هر زندانیی، ازادیخواه و یا ازاده نیست. یک جانی قاتل، یک متجاوز زندانی همانقدر ضد ازادی ست که یک جلاد عمامه به سر یا بدون عمامه. فریب احساسات کور را نخوریم، فریب کلی گویی ها را نخوریم، ازادی را در هرجا و بر هرکس قدر نهیم و در این لحظه، در این دوره تاریخی به این نکته باور داشته باشیم که ازادی و ازاده گی بدون یک دید انتقادی از خود، خواسته های خود، کرده های خود و افکار خود عملی نیست.
تنها پس از یک پالایش درونی و در اتحاد با دیگران می توان به سلاحی موثر از برای سرنگونی دژخیمان حاکم بر کشورمان مسلح شد. همه با هم به پیش!
ازادی و رهایی می تواند طناب نجات، تکامل و صعودی باشد و یا بالعکس، طنابی از برای اویختن خود بر شاخه های اسارت و مرگی رهایی بخش، رهایی به ناشناخته ها، بدانهنگام که انسان از ناشناخته های ناشناخته خود در هراس است و یا که وحشت از ناشناخته های ناشناخته اش دچار فلج ذهنی اش نموده.
ازادی می تواند کالایی و مقوله ای فریب انگیز در دکه فریبکاران باشد. قشنگی ازادی می تواند انسان را به حربه ای از برای امیال شوم دیگران تبدیل کند، می تواند از انسان چماقی بسازد در دست فریبکارانی که می خواهند بر سر ازادی و ازادگان بکوبند. ازادی و ازادی خواهی حقی است، هدفی است، نیازی است، معیاری است و خطری ست مسلم!
بازکردن این جعبه می تواند به رهایی پاندورا ختم شود و یا به ازادی دیوی که خودت را در صندوق خواهد کرد.
از این کلی گویی ها که بگذریم یک چیز مشخص است، ازادی یک معامله معتدل و عادلانه، یک تعهد دو جانبه است. هرروز محتاج تامل، پاسداری، حفاظت، بسط و تکامل است. ازادی بستری از برای انفعال و خواب نیست، ازادی پله ای ست از برای تکامل و عروج، و به همین دلیل ازادی اولین قربانی ذهن بیمار انانی است که چه در قدرت و چه در انفعال، چه ظالم و چه مظلوم، به بعد دینامیک و شکوفای فردی و اجتماعی اعتقادی ندارند و در ذهنشان فرمولی جز ایه های کهنه و معتصبانه، جز مطلق ها و مطلق گرایی چیزی نمی یابند.
هر صاحب قدرتی، مستبد و ضد ازادی نیست، هر زندانیی، ازادیخواه و یا ازاده نیست. یک جانی قاتل، یک متجاوز زندانی همانقدر ضد ازادی ست که یک جلاد عمامه به سر یا بدون عمامه. فریب احساسات کور را نخوریم، فریب کلی گویی ها را نخوریم، ازادی را در هرجا و بر هرکس قدر نهیم و در این لحظه، در این دوره تاریخی به این نکته باور داشته باشیم که ازادی و ازاده گی بدون یک دید انتقادی از خود، خواسته های خود، کرده های خود و افکار خود عملی نیست.
تنها پس از یک پالایش درونی و در اتحاد با دیگران می توان به سلاحی موثر از برای سرنگونی دژخیمان حاکم بر کشورمان مسلح شد. همه با هم به پیش!
| + | نوشته شده توسط فریناز در سه شنبه نهم بهمن 1386 ساعت 0:11 |

