پاسخی کنایه دار به اخرین پست زیبا و کنایه دار پدرام عزیز(وبلاگ اندیشه اریا)،
خانم مستضعف ایرانی! (البته مطمئن نیستم که خانم باشید، چون بدجوری به شکل مکعب زیر اون حجاب مخفی شدید). اصولا خداوند متعال، به هنگام معماری جهان خلقت دو طایفه افرید. شاید هم سه طایفه. طایفه ای که همیشه قبل از تکیه زدن به خدا و الله و یهوه، به خود، تکامل تاریخی خود، اندوخته ذهنی تاریخی خود و ابتکارات کنونی از برای گذار اینده ای مطمئن تکیه می کند و در این مسیر هم، هر از چندگاهی به بیراهه می رود و یا سر از معبد و مسجد و کلیسا و کنیسه در می اورد، یا به میکده می لغزد. اما در نهایت، پس از هر زمین خوردنی، به جای نفرین و دعا، به پا می خیزد و قدم بعدی را به جلو بر می دارد. به قولی دگر، به جای نفرین به تاریکی ها، چراغی روشن می کند.
طایفه دوم، طایفه بازندگان جاودان تاریخ است، زمانی جامه عرفان بر تن می کند تا که از علم بگریزد و چون به ساده نگری و تن پروری کاملا مبتلاست، کارهای مشکل و صقیل را به عهده دیگران، و یا بهتر بگویم، بر دوش خدا و الله می نهد، چرا که اصولا پشتکار و کار را از وظایف خر می داند، و نه از برای خودش، که به قولی اشرف خانم مخلوقات است. این طایفه اشرف خانم ها، به هر چه که می نگرد، و دست می زند، و در هر ایینه ای که خیره می شود، زشتی، تحقیر و شکست می یابد و می بیند و چون خود را در همه این سلسله باختها، بی تقصیر می داند، به دنبال یک متهم می گردد تا که جرم خود، ضعف خود، و بی لیاقتی خود را به وی نسبت دهد. خداوند متعال، به این بدبختهای کودن، واژه های شیطان و اهریمن و استکبار جهانی را اعطا نمود تا که ایشان در چنین مواقعی حداقل هدفی از برای نفرین بیابند. ذهن پریشان و مخدوش این منقلبین انقلابی در حد اکثر فعالیتش، به مکتب توطئه پردازی پناه می برد، و در پس هر حادثه ای یا دست انگلیسی ها رو می بیند یا کلاه عمو سام رو، یا یک غول بی شاخ و دم بیچاره را با اسم کذایی استکبار جهانی!
البته اگرچه این غرایز و ویژه گی ها در این قبیله جهان سومی ها شیوعی بدون استثنا دارد و لزوما مختص فقط این دوره نیست، ولی شدت و حدت این تب جنون رو در جامعه اخوند-زده منقلب و عزادار کاملا می توان مشاهده کرد.
و اما طایفه سوم، همان طایفه ای است که دیروز از مظلومین بود، امروز از ظالمین، و فردا نیز، حتما از معدومین و منحدمین (انشا الله)!
خانم مستضعف ایرانی! (البته مطمئن نیستم که خانم باشید، چون بدجوری به شکل مکعب زیر اون حجاب مخفی شدید). اصولا خداوند متعال، به هنگام معماری جهان خلقت دو طایفه افرید. شاید هم سه طایفه. طایفه ای که همیشه قبل از تکیه زدن به خدا و الله و یهوه، به خود، تکامل تاریخی خود، اندوخته ذهنی تاریخی خود و ابتکارات کنونی از برای گذار اینده ای مطمئن تکیه می کند و در این مسیر هم، هر از چندگاهی به بیراهه می رود و یا سر از معبد و مسجد و کلیسا و کنیسه در می اورد، یا به میکده می لغزد. اما در نهایت، پس از هر زمین خوردنی، به جای نفرین و دعا، به پا می خیزد و قدم بعدی را به جلو بر می دارد. به قولی دگر، به جای نفرین به تاریکی ها، چراغی روشن می کند.
طایفه دوم، طایفه بازندگان جاودان تاریخ است، زمانی جامه عرفان بر تن می کند تا که از علم بگریزد و چون به ساده نگری و تن پروری کاملا مبتلاست، کارهای مشکل و صقیل را به عهده دیگران، و یا بهتر بگویم، بر دوش خدا و الله می نهد، چرا که اصولا پشتکار و کار را از وظایف خر می داند، و نه از برای خودش، که به قولی اشرف خانم مخلوقات است. این طایفه اشرف خانم ها، به هر چه که می نگرد، و دست می زند، و در هر ایینه ای که خیره می شود، زشتی، تحقیر و شکست می یابد و می بیند و چون خود را در همه این سلسله باختها، بی تقصیر می داند، به دنبال یک متهم می گردد تا که جرم خود، ضعف خود، و بی لیاقتی خود را به وی نسبت دهد. خداوند متعال، به این بدبختهای کودن، واژه های شیطان و اهریمن و استکبار جهانی را اعطا نمود تا که ایشان در چنین مواقعی حداقل هدفی از برای نفرین بیابند. ذهن پریشان و مخدوش این منقلبین انقلابی در حد اکثر فعالیتش، به مکتب توطئه پردازی پناه می برد، و در پس هر حادثه ای یا دست انگلیسی ها رو می بیند یا کلاه عمو سام رو، یا یک غول بی شاخ و دم بیچاره را با اسم کذایی استکبار جهانی!
البته اگرچه این غرایز و ویژه گی ها در این قبیله جهان سومی ها شیوعی بدون استثنا دارد و لزوما مختص فقط این دوره نیست، ولی شدت و حدت این تب جنون رو در جامعه اخوند-زده منقلب و عزادار کاملا می توان مشاهده کرد.
و اما طایفه سوم، همان طایفه ای است که دیروز از مظلومین بود، امروز از ظالمین، و فردا نیز، حتما از معدومین و منحدمین (انشا الله)!
| + | نوشته شده توسط فریناز در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 ساعت 5:4 |

