پیش نوشت: مرسی از همه دوستانی که در این مدتی که غایب بودم، جویای حالم بودند. در سفرم و فکر نمی کنم این سفر به
این زودیها تمام بشه. شاید از خونه اولم سفر کردم به خونه دومم، که احتمالا این خونه دومم، خونه اصلی و واقعیم هست.
خیلی هم اینجا خوش می گذره، جای همگیتون خالی!
ناصر عزیز در قسمت نظرات پست قبلی خواسته بود که بیشتر درباره ی حجاب براش توضیح بدم و اینکه چرا در کشورهای اروپایی به شکل های دیگری ازش یاد میشه و چرا ترکیه این جوری باهاش مشکل داره .. من هم فکر کردم که بهتره در یک پست جدید، جواب سوال این دوست عزیز رو بدم، واقعا هم نمی دونم چرا فکر کرده من می تونم جواب سوالش رو بدم!!! به هرحال من نظر خودم رو راجع به سوال ناصر تا حدی که بتونم می نویسم.
اصولا مسئله شیرین حجاب، یکی از بنیانها و مسائل بنیادی اسلام عزیز است، گرچه بسیاری از جوامع بدوی و کستهای عقب افتاده سعی کرده اند که در مورد این مسئله پیچیده و اختراع موجودات دو پایی که مرد بودند ولی ادم نبودند، حرف اخر را بزنند، ولی هیچ کدامشان به خوبی اخوندها، نتوانستند این موضوع را به شکل نهایی و پایانی حل کنند. مسئله حجاب اصولا ناشی ازضعف پاره ای از مردان هوسباز در برابر ناخن عریان پای یک دختر شش ساله تا تار موی یک پیرزن عجوزه نود ساله می باشد، هم به این خاطر، خود این هوسبازان، به خاطر اینکه میدان بازی را بر سایر هوسبازان تنگ کند، مسئله را با زیر لحاف کردن هر مادینه ای حل نمودند، البته برای اینکه این سانسور بینایی، زنجیری بر دست و پای فانتزی سکسیست خودشان نزند، به لافاصله، راه گریزی به اسم صیغه، و ازدواجهای چندگانه، انهم تقریبا بدون هیچ محدودیت سنی، از شش سال به بالا پیدا کردنند، ولی فراموش نکنیم، که حتا این هرزه گان، نتوانسته اند در برابر مسیر تکاملی زمان و تاریخ بییستند، و تازگی ها تخفیف قائل شدند و حداقل سنی را به نه سال رسانده اند، تا که خدایی نکرده کسی به این مرشدان، وصله پدوفیل یا بچه باز نچسباند.
خارج از این واقعیت تلخ، حجاب، یک اختراع مردانه است از برای سرکوب زن، محدود کردن امکان تکامل زن، و تحقیر اجتماعی و روانی زن. حجاب در واقع نوعی سانسور است هم از برای کورکردن ذهن بیدار زن، و تشنه نگاه داشتن ذهن و چشم مرد. با محدود کردن فیزیکی رابطه سالم دختر و پسر و زن و مرد، میتوان از این هر دو جنس، موجوداتی ضعیف، محتاج، گناه گرا ساخت، و انگاه، بهتر بر ذهن و روان و غریزه اینان حکومت کرد.
حجاب اسلامی با حجاب اروپایی فرقی اساسی دارد، در یک جامعه سکولار، اصولا احترام به ازادی فردی یک اصل است، و از انجا که حجاب نوعی زندان متحرک است، یک مخالفت اصولی با این رفتار ناشایست اعمال می شود، مگر می توان به یک دختر شش یا هفت ساله لچک و چادر پوشاند و هم زمان به او احساس ازادی و پویایی داد? اما اگر یک بانوی بیست ساله تحصیل کرده و با مطالعه، شخصا و به دور از فشارهای فرهنگی، گروهی، خوانوادگی، حجاب را نه به دلیل شرم از صورت و پیکر خود، که به دلیل سلیقه پوششی خود، انتخاب کند، با ان مخالفتی نیست، و نباید باشد.
حجاب در واقع نوعی زنجیر است، اینکه به زن بگویی که تو ذاتا، گناهکاری، بدنت وسیله و اسباب تحریک جنسیست، و به همین خاطر هم باید که بدن و صورت شیطانی خودت را مخفی کنی و مزاحم ذهن و فکر مردها نشوی.
تاوقتی که حجاب یک چماق سرکوب فردی و جمعیست، نمی توان بر ان نام انتخاب گذاشت. یک جامعه مسوول و دمکراتیک و مهم تر از اون سکولار نمی تواند و نباید به این بیماری امکان شیعوع دهد، خصوصا به این دلیل که حجاب نه فقط یک چماق سرکوب خانمهاست، که هم زمان یک وسیله تبلیغ مذهبیست، در یک جامعه پیشرو و ازاد، نمی توان و نباید به مذهب و ایده الوژی های ضد ازادی، اونهم در بنیادهای اجتماعی اجازه رخنه داد. متاسفانه دمکراسی در دامن خود، دشمنان خود را پرورش می دهد، هستند لیبرال هایی که می گویند احترام به ازادی شامل احترام به دشمنان ازادی نیز می شود، و متاسفانه میبینیم که در پاره ای از کشورهای اروپایی و حتا امریکا تحت این عنوان، به بانوان اسلام زده، حق حمل این پوشش صقیل را می دهند. نمی دانم که ایا این را باید یکی از دلایل ضعف دمکراسی دانست یا اینکه این هم یکی از شگردهای امپریالیست ها از برای ایزوله کردن جوامع اسلامی ساکن این کشورهاست! ولی باید از خود پرسید که اعطای ازادی انتخاب مثالا بیماری ایدز به یک بیمار روانی ایا احترام به ازادیست یا جرم?
ترکیه پس از هفتاد سال تمرین افکار و دستورالعمل های اتاترک، ناگهان به این سرگیجه دچار شده که از پس حمل این میراث صقیل بر نمی اید، می خواهند دوباره چادرها ولچکی ها رو از توی گاوصندوق ها دراورند و بر سر زنان کنند، اصولا حتا تا همین چند هفته اخیر از ازادی حمل حجاب در محافل عمومی برخوردار بوده، تنها محدودیتی که قانون اساسی سکولار ترکیه اعمال می کرد، حمل و پوشش حجاب در دانشگاه ها و ادارات دولتی بود، حالا مسلمین شرمگین حاکم بر دولت ترکیه، به شکلی خزنده در حال انجام یک کودتای اسلامی هستند تا که ترکیه را نیز به زودی به یک امت اسلامی و جمهوری وقیحان تبدیل کنند. موفق باشند، الهی!
پی نوشت: لطفا غلطهای املایی را نادیده بگیرید.مرسی!
این زودیها تمام بشه. شاید از خونه اولم سفر کردم به خونه دومم، که احتمالا این خونه دومم، خونه اصلی و واقعیم هست.
خیلی هم اینجا خوش می گذره، جای همگیتون خالی!
ناصر عزیز در قسمت نظرات پست قبلی خواسته بود که بیشتر درباره ی حجاب براش توضیح بدم و اینکه چرا در کشورهای اروپایی به شکل های دیگری ازش یاد میشه و چرا ترکیه این جوری باهاش مشکل داره .. من هم فکر کردم که بهتره در یک پست جدید، جواب سوال این دوست عزیز رو بدم، واقعا هم نمی دونم چرا فکر کرده من می تونم جواب سوالش رو بدم!!! به هرحال من نظر خودم رو راجع به سوال ناصر تا حدی که بتونم می نویسم.
اصولا مسئله شیرین حجاب، یکی از بنیانها و مسائل بنیادی اسلام عزیز است، گرچه بسیاری از جوامع بدوی و کستهای عقب افتاده سعی کرده اند که در مورد این مسئله پیچیده و اختراع موجودات دو پایی که مرد بودند ولی ادم نبودند، حرف اخر را بزنند، ولی هیچ کدامشان به خوبی اخوندها، نتوانستند این موضوع را به شکل نهایی و پایانی حل کنند. مسئله حجاب اصولا ناشی ازضعف پاره ای از مردان هوسباز در برابر ناخن عریان پای یک دختر شش ساله تا تار موی یک پیرزن عجوزه نود ساله می باشد، هم به این خاطر، خود این هوسبازان، به خاطر اینکه میدان بازی را بر سایر هوسبازان تنگ کند، مسئله را با زیر لحاف کردن هر مادینه ای حل نمودند، البته برای اینکه این سانسور بینایی، زنجیری بر دست و پای فانتزی سکسیست خودشان نزند، به لافاصله، راه گریزی به اسم صیغه، و ازدواجهای چندگانه، انهم تقریبا بدون هیچ محدودیت سنی، از شش سال به بالا پیدا کردنند، ولی فراموش نکنیم، که حتا این هرزه گان، نتوانسته اند در برابر مسیر تکاملی زمان و تاریخ بییستند، و تازگی ها تخفیف قائل شدند و حداقل سنی را به نه سال رسانده اند، تا که خدایی نکرده کسی به این مرشدان، وصله پدوفیل یا بچه باز نچسباند.
خارج از این واقعیت تلخ، حجاب، یک اختراع مردانه است از برای سرکوب زن، محدود کردن امکان تکامل زن، و تحقیر اجتماعی و روانی زن. حجاب در واقع نوعی سانسور است هم از برای کورکردن ذهن بیدار زن، و تشنه نگاه داشتن ذهن و چشم مرد. با محدود کردن فیزیکی رابطه سالم دختر و پسر و زن و مرد، میتوان از این هر دو جنس، موجوداتی ضعیف، محتاج، گناه گرا ساخت، و انگاه، بهتر بر ذهن و روان و غریزه اینان حکومت کرد.
حجاب اسلامی با حجاب اروپایی فرقی اساسی دارد، در یک جامعه سکولار، اصولا احترام به ازادی فردی یک اصل است، و از انجا که حجاب نوعی زندان متحرک است، یک مخالفت اصولی با این رفتار ناشایست اعمال می شود، مگر می توان به یک دختر شش یا هفت ساله لچک و چادر پوشاند و هم زمان به او احساس ازادی و پویایی داد? اما اگر یک بانوی بیست ساله تحصیل کرده و با مطالعه، شخصا و به دور از فشارهای فرهنگی، گروهی، خوانوادگی، حجاب را نه به دلیل شرم از صورت و پیکر خود، که به دلیل سلیقه پوششی خود، انتخاب کند، با ان مخالفتی نیست، و نباید باشد.
حجاب در واقع نوعی زنجیر است، اینکه به زن بگویی که تو ذاتا، گناهکاری، بدنت وسیله و اسباب تحریک جنسیست، و به همین خاطر هم باید که بدن و صورت شیطانی خودت را مخفی کنی و مزاحم ذهن و فکر مردها نشوی.
تاوقتی که حجاب یک چماق سرکوب فردی و جمعیست، نمی توان بر ان نام انتخاب گذاشت. یک جامعه مسوول و دمکراتیک و مهم تر از اون سکولار نمی تواند و نباید به این بیماری امکان شیعوع دهد، خصوصا به این دلیل که حجاب نه فقط یک چماق سرکوب خانمهاست، که هم زمان یک وسیله تبلیغ مذهبیست، در یک جامعه پیشرو و ازاد، نمی توان و نباید به مذهب و ایده الوژی های ضد ازادی، اونهم در بنیادهای اجتماعی اجازه رخنه داد. متاسفانه دمکراسی در دامن خود، دشمنان خود را پرورش می دهد، هستند لیبرال هایی که می گویند احترام به ازادی شامل احترام به دشمنان ازادی نیز می شود، و متاسفانه میبینیم که در پاره ای از کشورهای اروپایی و حتا امریکا تحت این عنوان، به بانوان اسلام زده، حق حمل این پوشش صقیل را می دهند. نمی دانم که ایا این را باید یکی از دلایل ضعف دمکراسی دانست یا اینکه این هم یکی از شگردهای امپریالیست ها از برای ایزوله کردن جوامع اسلامی ساکن این کشورهاست! ولی باید از خود پرسید که اعطای ازادی انتخاب مثالا بیماری ایدز به یک بیمار روانی ایا احترام به ازادیست یا جرم?
ترکیه پس از هفتاد سال تمرین افکار و دستورالعمل های اتاترک، ناگهان به این سرگیجه دچار شده که از پس حمل این میراث صقیل بر نمی اید، می خواهند دوباره چادرها ولچکی ها رو از توی گاوصندوق ها دراورند و بر سر زنان کنند، اصولا حتا تا همین چند هفته اخیر از ازادی حمل حجاب در محافل عمومی برخوردار بوده، تنها محدودیتی که قانون اساسی سکولار ترکیه اعمال می کرد، حمل و پوشش حجاب در دانشگاه ها و ادارات دولتی بود، حالا مسلمین شرمگین حاکم بر دولت ترکیه، به شکلی خزنده در حال انجام یک کودتای اسلامی هستند تا که ترکیه را نیز به زودی به یک امت اسلامی و جمهوری وقیحان تبدیل کنند. موفق باشند، الهی!
پی نوشت: لطفا غلطهای املایی را نادیده بگیرید.مرسی!
| + | نوشته شده توسط فریناز در جمعه دهم اسفند 1386 ساعت 4:21 |

